تبليغاتX
شب نامه
تو غروب غم من باش

 

 


باز آی که تا به خود نیازم بینی

بیداری شبهای درازم بینی

نی نی غلطم که خود فراق تو مرا

کی زنده رها کند که بازم بینی

هر روز دلم در غم تو زار تر است

وز من دل بی رحم تو بی زار تر است

بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفادار تر است

برمن در وصل بسته میدارد دوست

دل را به عنا شکسته می دارد دوست

زین پس من و دل شکستگی بر در اوست

چون دوست دل شکسته می دارد دوست!  
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اردیبهشت1390ساعت 11:27  توسط باران | 
 

 

لالالالا لالا گل پونه
بيا كه بدون تو دل خونه
بيا كه بدون تو تن خستم
لبريز از حس جنونه

لالالالا لالا گل لاله
زندگي بي تو واسم محاله
بيا از اون وقتي كه رفتي
اين دل داره همش مي ناله


گريه شده كار من و
غصه شده همدم من
قطره ي اشك تو چشام
شده شريك غم من

خونه بدون تو شده
مثل يه زندون سوت و كور
من موندم و هق هق واسه
خاطره هاي جور واجور

بيا كه با اومدنت
تموم مي شه درد هاي من
بيا كه وقتي تو باشي
قشنگ مي شه دنياي من


بدون كه تو هق هق من
جز غم دوري حرفي نيست
بدون دليل گريه هام
جزبي تو بودن چيزي نيست


براي من كه عاشقم
عشق هميشگي تويي
اون كه كنارش دل خوشم
فقط تويي ،تويي ،تويي

بيا كه با اومدنت
تموم مي شه درد هاي من
بيا كه وقتي تو باشي
قشنگ مي شه دنياي من

لالالالا لالا گل پونه
بيا كه بدون تو دل خونه
بيا كه بدون تو تن خستم
لبريز از حس جنونه

لالالالا لالا گل لاله
زندگي بي تو واسم محاله
بيا از اون وقتي كه رفتي
اين دل داره همش مي ناله

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مهر1386ساعت 21:50  توسط باران | 

   

یا اباصالح .....

می گویند جمعه از راه میرسی .....

از کدامین سو می آیی؟؟؟؟؟؟

شرمنده ام از اینکه صبح جمعه ها را بدون ندبه ات  شب کردم ....

با این حال نگاهت را .... وجودت را می شناسم ....

تو مرا بیاموز که :

هنوز امید هست .... عشق هست .... منتظر باید ماند ......

               

 گواهی میدهد قلبم که حتی در قنوت عشق

                        

                                        تو تنها رابط پنهانی من با خدا هستی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 7:7  توسط باران | 

 

امشب

باد و باران هر دو می کوبند :

باد خواهد برکند از جای سنگی را

و باران هم خواهد از آن سنگ نقشی را فروشوید .

هردو می کوشند .

هردو می خروشند.

لیک سنگ بی محابا در ستیغ کوه

مانده بر جا استوار،انگار با با زنجیر پولادین .

سال ها آن را نفرسوده است .

کوشش هر چیز بیهوده است.

کوه اگر بر خویشتن پیچد ،    

 سنگ بر جا همچنان خونسرد می ماند .

و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند در یک فرصت باریک

 یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت

 در شبی تاریک.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 0:29  توسط باران | 

خدایا اگر ما چشمانمان را بر روی مهربانیهایت بسته ایم تورا به عظمتت قسم ما را به حال خود وامگذار .

خدایا بی توجهی بیش از این نمی تواند باشد که در مقابل تو ایستاده باشم

و حواسم پیش بی ارزشی های دنیا باشد .

اگر من بنده ات هستم همه چیز را از من بگیر و عشقت را در قلب وروحم بنشان .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 19:45  توسط باران | 

 

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 11:18  توسط باران | 
 

خدایا در آسمان جز تو نمی جویم

پس مرا گرفتار غیر خویش مکن

خدایا چنان مرا در دریای عشقت غرق کن

که هیچ انسان زمینی نتواند اثرم را حس کند

خدایا ما در دنیای گناه غرق شده ایم

اما باز دستان تو را نمی بینیم که به سوی ما دراز است

تورا به خداوندیت قسم بی مهری های ما را نادیده بگیر 

وهمچنان پناه ما باش که ما جز تو پناهی نداریم.

توسط ر-ز

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 13:54  توسط باران | 

 

 

 

               

 

 

 

 

 

 ای که پیوسته تو در عصیان روی

چون که بمیری همچنان پژمان روی

نیک باید زیست تا در وقت مرگ

دیگران  گریند و تو خندان روی

 

·      کو عاشق شب خیزی ،صادق اشک ریزی ،تا قدر شب بداند .

 

·      غافل کسی است که روز گناه کند و رخسار شاهد شب را نیز به دود عصیان سیاه کند.

 

 

 

ما را دلی است گوهر دریای نیمه شب

 

گوهر فشان محنت و غم های نیمه شب

 

جانا!چه صبح بود که عشق تو در رسید

 

در گوش عقل گفت خبر های نیمه شب

 

هر قطره ای ز اشک تو در وقت صبحدم

 

بهتر هزار بار ز دُر های نیم شب  

 

ما را همین بس است تفاخر که هر شبی

 

در می کشیم جام غم افزای نیمه شب

 

ما ملک نیمروز به یک جو نمی خریم

 

تا وام ماست ناله ی نجوای نیمه شب

 

یارا!دریغ که هرکس نمی شود

 

واقف به سر و معمای نیمه شب

 

                                                                      از خواجه عبدالله انصاری

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 16:31  توسط باران | 

 

شادی بی اندازه از اندوه کشنده تر است .

 

الهی !هر که پنداشت که خویشتن شناخت نه تو را نه خویشتن شناخت.

 

الهی !شغل آنجاست کز تو خبر و عیش آنجاست کز تو نظر .

 

الهی ! به بهشت و حور چه نیازم ؟ اگر مرا نفسی دهی از آن "نفس" بهشتی سازم! 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 15:45  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
صندوقچه ای بهر دلت خواهم بود
دریا بشوی تو ساحلت خواهم بود
ای یار !تو گر قایق عشقم بشوی
من هم ملوان زبلت خواهم بود

پیوندهای روزانه
تنهایی دوباره غم دوباره حسرت
عمو سبزی فروش
ابزارهای فارسی
پرشین وبلاگ
کدهای زیبا
سایت سنجش
موسیقی ایرانی
دانلود موسیقی
سایت یاهو
سرزمین
روزنگار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1390
مهر 1386
شهریور 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
پرستوی مهاجر
مطهرون
ولایت فقیه
خاک من ،ایران من
آقای قرائتی
سما رایانه
روزنامه همشهری
صدا و سیما
همیشه سبز
شمارشگر
افسون عشق
طراحی قالب وبلاگ
قالب های زیبا
آن سوی بی سو
سخنان بزرگان
یک فریب ساده ی کوچک
تبسم یک خاطره (عکس های علی)
خانه آخر
انتظار فرج
عربی در کنکور
همه چیز برای خدا
بحری است بحر عشق
قاصد سحر
همین جا
گوگل
یاهو
حرف های یک ایرانی (هومن)
وبگذر
گل بنفشه
صدای سفید
دختر خطر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM